بسم رب الشهدا و الصدیقین

چیزی دستش نبود، داشت راه را باز میکرد که مردم معمولی که گرفتار شده بودند در راه بندان را نجات دهد که آسیب نبینند، به جرم چهره مذهبی داشتن و بسیجی بودن ریختند سرش و فقط 38 ضربه چاقو به او زدند، ضربات دیگر بماند

تکرار تاریخ عجیب نیست،‌ برای همه اینها باید روضه خواند

آنهایی که دامن پر از سنگ کردند همین‌هایند ...

تاریخ مکررا در حال تکرار است ...

 

چقدر این صحنه برایم آشناست در سال 98

یکیشون داد زد بسیجی‌ها آنجا هستند، قریب به 300 نفر دویدند دنبال ما ...